تبليغاتX
MetallicA

MetallicA

دانلود کنسرت در فرانسه Metallica - World Magnetic Tour 2009

لینک دانلود در ادامه مطلب:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/22ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط james hetfield  | 

جیمز هتفیلد: تا وقتی هواداران از ما راضی باشند روی استیج میمانیم...


شما 30 ساله که دارید روی استیج فعالیت میکنید ، این خیلی خاص و معرکس ، فکر میکنی بتونی تا کی ادامه بدین ؟


ما اینکارو میکنیم تا زمانی که بتونیم موزیک با کیفیت عرضه کنیم و طرفدارانمون از ما راضی باشن و ما همیشه سعی میکنیم خودمون رو توی بهترین شرایط نگه داریم


توی یه موقعیت زمانی خاص تو تصمیم گرفتی که نحوه ادامه زندگیت رو تغییر بدی و راهی رو شروع کردی که زندگی شخصیت رو به زندگی حرفه ایت مرتبط میکنه ، به نظرت این راه جواب داده توی زندگیت ؟


وقتی توی تور هستم به خونه فکر نمیکنم و وقتی خونه هستم راجع به کارم و تور بعدی فکر نمیکنم ، زندگی شخصیم و زندگی کاریم 2 بعد کاملا مختلفی رو برام دارن و هیچوقت با هم توی یک بعد قرار نمیگیرن ....
چطور میتونم زندگی شخصیم رو با کارم یکی کنم زمانی که دارم به مسافرت میرم برای برگزاری تور و پسرم میاد و بهم التماس میکنه که پدر لطفا از پیشم نرو. پسرم هنوز نمیتونه اینو درک کنه که این کار بخشی از زندگی منه و امیدوارم وقتی که بزرگ شد بتونه این قضیه رو درک کنه



آیا آهنگ Nothing else matters و کل آلبوم متالیکا " Black Album " نقطه تغییری برای تو توی زندگیت بوده ؟ به نظرت تغییر سبک ناگهانیتون یه ریسک نبود ؟


هر آلبوم ریسک خودش رو داره ، ما میخواستیم که به جلو بریم و سبک هوی متال رو امتحان کنیم و موفق هم شدیم


با نگاهی به گذشته میتونم به راحتی بگم که ارتباط تو با تماشاگرا خیلی خیلی گسترده تر و بهتر شده ، با من موافقی ؟



من سالها توی کنسرتهای مختلف طرفدارا و تماشاچی های مختلفی رو مشاهده کردم و معتقدم که در طی سالها تماشاچی ها خیلی تفاوت کردن .
در ابتدا اونها تماشاچیهایی با موهای بلند و جلیقه های چرمی بودند ولی حالا اونها رفته رفته جای خودشون رو به نوجوونها ، دخترها و حتی خانواده هایی دادن که واقعا حس خوبی بهم میدن



قبل از هر کنسرت چیکار میکنین ؟ مراسمی چیزی اجرا میکین ، به چی فکر میکنین ؟


بیشتر وقتها ما خودمون رو با کارکنا و شرایطی که ممکنه پیش بیاد و کارهایی که قراره انجام بشه چک میکنیم ، گیتارها چک میشن و برای اجرا آماده میشن من معمولا یه چیزی میخورم و صدام رو آماده خوندن میکنم بعد دور هم جمع میشیم و واسه یه اجرای خوب خودمون رو آماده میکنیم و به هم آمادگی میدیم و واقعا تاثیر داره و میتونیم اعتماد به نفس خیلی خوبی رو از هم بگیریم و بعد میریم که با یه اجرای خوب اون شب رو برای تماشاچیا به یکی از بهترین شبهای زندگیشون تبدیل کنیم ، ما وقتی که به صورت طرفدارا نگاه میکنیم و رضایتشون رو میبینیم واقعا احساس خوبی پیدا میکنیم ....



تاریخ مصاحبه : 24 ژوئن 2010 قبل از اجرای کنسرت Sonisphere 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/22ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط james hetfield  | 

Angela Gossow بهترین وکال زن

Angela Gossow



Arch Enemy


Arch Enemy یك گروه سوئدی در سبك Melodic Death Metal است كه در سال 1995 توسط گیتاریست سابق گروه Carcass به نام Michael Amott پایه گذاری گردید. گروه Arch Enemy تاكنون شش آلبوم استودیویی و Live, دو EP و یك DVD به نام Live Apocalypse منتشر نموده است.

تاریخچه


به همراه Johan Livva از 1996 تا 2001

ایده اصلی گروه Arch Enemy از سوی Michael Amott گیتاریست سابق گروه های Carcass, Carnage و Spiritual Beggars زمانی تحقق یافت كه وی پس از سال ها گروه افسانه ای Carcass را ترك گفت. او به همراه برادر كوچكترش Christopher Amott, عضو گروه Armageddon و خواننده ای به نام Johan Liiva كه در گروه هایی چون Carnage, Furbowl و Denoument فعالیت كرده بود, گروه Arch Enemy را در سال 1995 پایه گذاری كرد. در این دوران یك نوازنده موقت درام به نام Daniel Erlandsson نیز به گروه پیوست كه در سال های بعد عضو اصلی Arch Enemy گردید. هدف اصلی Michael Amott از تشكیل چنینی گروهی, همانگونه كه خود گفته است, ارائه تلفیقی از موسیقی ملودیك به همراه خشونت و تكنیك بالا می باشد.
نخستین آلبوم گروه با عنوان Black Earth در سال 1996 منتشر گردید. این آلبوم با موفقیت بسیار گسترده ای در كشورهای سوئد و ژاپن رو به رو گردید و ترانه Burn Me and Angel نیز توانست نظر MTV را به خود جلب نماید. البته در این دوران Arch Enemy را نمی توان یك گروه حقیقی نامید بلكه باید آن را به عنوان پروژه انفرادی Michael Amott در نظر داشت. تمامی اشعار و موسیقی قطعات توسط شخص وی نوشته شده است و اجرای قسمت های اعظم گیتار و تمامی بخش های گیتار بیس را نیز بر عهده او بوده است. البته بر روی جلد آلبوم نام Liiva به عنوان نوازنده بیس نوشته شده است, با این حال Amoot بعدها اعلام نمود, این كار را تنها برای آن انجام داده است كه تصویر پشت جلد بیشتر شبیه به گروه به نظر برسد. بسیاری اعتقاد دارند آلبوم Black Earth را باید به عنوان خشن ترین و تهاجمی ترین كار گروه در نظر گرفت. این خشونت در آثار بعدی به تدریج رنگ می بازد با این حال هیچوقت محو نمی گردد.
پس از انتشار آلبوم Black Earth گروه توانست قرارداد جدیدی با كمپانی Century Media برای پخش اثارش به امضا برساند. در سال 1998 آنها نخستین آلبوم خود را با كمپانی جدید تحت عنوان Stigmata عرضه نمودند. برای ضبط این آلبوم یك نوازنده درام به نام Peter Woldoer و بیسیستی به نام Martin Bengtsson نیز به Arch Enemy پیوستند. این آلبوم توانست به موفقیت های بیشتری نسبت به Black Earth دست یابد و شنوندگان بسیاری را در اروپا و آمریكا به خود علاقه مند ساخت. این آلبوم نخستین اثر گروه Arch Enemy بود كه به صورت جهانی منتشر گردید.
در 1999 سرانجام Sharlee D Angelo به عنوان نوازنده اصلی گیتار بیس به Arch Enemy پیوست و Erlandsson نیز بار دیگر نوازندگی درامز را در این گروه بر عهده گرفت, اما این بار نه به عنوان نوازنده موقت, بلكه به عنوان عضو اصلی گروه.
آلبوم Burning Bridges سرانجام در سال 1999 عرضه گردید و بلافاصله پس از آن نیز یك اجرای زنده مشهور از این گروه با عنوان Burning Japan Live 1999 راهی بازار شد. این اجرای زنده نخست تنها در ژاپن عرضه گشته بود اما به زودی به تقاضای طرفداران گروه, در سراسر دنیا منتشر گردید. آلبوم Burning Bridges را می توان به عنوان یك نقطه عطف در اثار Arch Enemy در نظر گرفت. در این آلبوم بود كه موسیقی گروه با حفظ خشونت آلبوم های پیشین به سمت فضایی بسیار ملودیك تر نسبت به سابق حركت كرد.
در سال 2001 خواننده گروه یعنی Johan Liiva سایرین گروه را ترك كرد. Michael Amott در این باره می گوید, ما به خواننده ای پرانرژی تر و هماهنگ تر با سایر اعضای گروه احتیج داشتیم و Liiva فاقد این خصوصیات بود. پس از جدایی Liiva یه خواننده آماتور كه پیشتر نویسنده ای در یك مجله آلمانی بود به عنوان خواننده گروه معرفی گردید. این زن كه Angela Gossow نام داشت در طی یك مصاحبه با Amott آشنا شده بود. وی به خوبی توانست جایگزین Liiva گشته و در میان هواداران گروه به محبوبیت دست یابد.

به همراه Angela Gossow از 2001 تا حال حاضر

نخستین آلبوم گروه Arch Enemy با صدای Gossow با عنوان Wages of Sin در سال 2001 منتشر گردید. آلبوم بعدی Anthems of Rebellion نام داشت كه در سال 2003 عرضه شد. در این آلبوم برای نخستین بار از خواننده دوم نیز برای هارمونی استفاده گردید. یك سال پس از آن, گروه Arch Enemy یك EP با نام Dead Eyes See No Future عرضه كرد كه در آن ترانه هایی از گروه های Manowar, Megadeth و Carcass را نیز بازنوازی كرده بودند.
در ماه June سال 2005 گروه Arch Enemy ضبط ششمین آلبوم خود با عنوان Doomsday Machine را به پایان برد. اما در جولای همان سال Christopher Amott گیتاریست گروه, Arch Enemy را به دلیل مشكلات شخصی و میل به پرداختن به زندگی خصوصی خود ترك كرد. پس از وی به ترتیب گیتاریست هایی چون Gus G و Fredrik Akeson به Arch Enemy پیوستند. با این حال Christopher بار دیگر در سال 2007 و زمانی كه گروه قصد داشت ضبط آلبوم جدید خود را آغاز كند به Arch Enemy پیوست.
آلبوم جدید گروه Rise of the Tyrant نام خواهد داشت كه تاكنون قسمت های گیتار, درامز و آواز در آن ضبط شده است.

ویكیپدیا




Line-up



* Angela Gossow - vocals (2001-)

* Michael Amott - guitar (1995-)

* Christopher Amott - guitar, occasional vocals(1995-2005, 2007-)

* Sharlee D'Angelo - bass guitar (1999-)

* Daniel Erlandsson - drums (1995-1997, 1999-)



Former members




* Johan Liiva - vocals (1995-2001)

* Martin Bengtsson - bass guitar (1997-1998)

* Peter Wildoer - drums (1997-1998)

* Dick Lo"vgren - touring bassist (1999)

* Roger Nilsson - touring bassist (1999-2000)

* Gus G. - touring guitarist (2005), guest lead guitar on Doomsday Machine ("Taking Back My Soul")

·Fredrik A*kesson - guitar (2005-2007)




Discography




1996 (reissued April 24, 2007)…Black Earth

April 21, 1998............…………..Stigmata

July 27, 1999...........………..…...Burning Bridges

December 5, 2000........……........Burning Japan Live 1999

April 25, 2001..............………....Wages of Sin

March 6, 2002............………......Burning Angel (EP)

August 26, 2003............………...Anthems of Rebellion

November 2, 2004..........…….....Dead Eyes See No Future (EP)

July 26, 2005..............……….....Doomsday Machine

September 25, 2007...……..........Rise of the Tyrant
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/30ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط james hetfield  | 

گیتارهایی از جنس دیو ماستین

DAVE MUSTAINE VMNT END GAME



ارزان ترین نسخه از سری گیتار های دیو ماستین ، با قیمتی بسیار مناسب 300 دلار ، و با طرحی جدید از آلبوم 2009 گروه مگادث به عرصه تولید قدم گذاشته ، از ویژگی های این ساز که که نمیشه از اون گذشت چوب بدنه و دسته Mahogany می باشد ، و دارای کلید های کوک • Mini  Grover 6 In-Line Tuners که روی نسخه های گران قیمت این سری ساز گذاشته شده ، که باعث خاج نشدن کوک گیتار میشه ، بریج این ساز از نوع Tom یا همون Tune o matic برج بوده ، دارای پیک آپ های شرکت Dean با نامDean DMT Design Humbucker

 Pickups کلام آخر این ساز با مشخه های بسیار عالی و قیمتی بسیار عالی تر می باشد ،و اگر شما از طرفدار مگادث هستید و می خواهید ساز گیتار الکتریک رو یاد بگیرید ، این گیتار مناسب شماست ...




DAVE MUSTAINE MAKO



و در پایان می رسیم به گیتار آکوستیک اختصاصی ، همینطور که می دونید یا نمی دونید ، دیو ماستین قبلا از گیتار آکوستیک شرکت Ovation استفاده میکرد ، تا امروز که Dean داره برای دیو طرح جدید میزنه ، از مشخصه های این ساز دسته و بدنه Mahogany هست ، همانند نسخه های الکتریک ، فرت برد Ebony و از همه مهمتر Tuner های Grover می باشد ، قیمت مشخصی هنوز از این ساز معلوم نیست ،و همچنین این ساز دارای B-Band A3TY  Preamp w/ Tuner می باشد .

 

USA MICHAEL AMOTT SIGNATURE TYRANT



در این بخش می خوام در مورد گیتار اختصاصی گیتاریست گروه Arch Enemy یعنی مایکل اموت یه توضیحی بدم ، سری گیتار های تولید شده مایکل به اسم Tyrant هست ، که تو سال 2010 دو مدل جدید به اسم Tyrant و Tyrant X معرفی کرده ، مدلی که هم اکنون مورد بررسی قرار میدیم مدل Tyrant است ، این گیتار که ساخت کره و اتصال دسته به بدنه این ساز از نوع Set-Neck می باشد و همچنین دارای بدنه و دسته از جنس ماهوگانی است ، فرت برد Ebony و Inlay های Valknut که اختصاصی مایک است ، محافظ پیک آپ یا همون پیک آپ گارد از جنس الومینیوم میباشد پیک آپ های این گیتار اختصاصی میاکل هستند ، پیک آپ برج Tyrant و پیک اپ گردن کپسول زمان یا Time capsule نام دارد . این گیتار در دو رنگ سیاه و سفید عرضه شده و قیمتی معادل 980 دلار دارد ،



 

  MICHAEL AMOTT SIGNATURE TYRANT X



این گیتار نسخه ارزان قیمت ساز بالایی می باشد ، با این تفاوت که جنس چوب این ساز از نوع basswood است ، و اتصال بدنه به گردن آن از نوع Bolt-on و پیک آپ های Dean DMT Design Humbucker می باشد ، قیمت این ساز حدودا 300 دلار می باشد و نصبت به امکاناتش قیمت بسیار مناسبی دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/30ساعت 10:53 قبل از ظهر  توسط james hetfield  | 

توهین نکنید!! (فرشید اعرابی اولین هوی متالر ایرانی)







جامعه ما جامعه کم هیجانی ست. هیجان اصلی در این جامعه بازی پرسپولیس و استقلال است. کنسرت که کم داریم، اگر هم باشد...
   
فرشید اعرابی اولین خواننده هوی متال در ایران
شاید وقتی آزی  آزبورن به خاطر شیطان پرستی به دادگاه کشیده شد، فکر نمی‌کرد سال ها بعد خواننده‌ای را در ایران به خاطر اتهامات او محاکمه کنند. شاید موسیقی متال در کشور ما هرگز به صورت رسمی دادگاهی نشره است. اما هیچ گاه هم از گزند اتهامات مختلف در امان نبوده. اتفاقی که نوع دیگرش سال های ابتدایی انقلاب برای موسیقی پاپ، راک و ... هم افتاده بود و به ممنوع شدن این نوع موسیقی‌ها منتهی شد! اما مسئله مهم این جاست که همیشه چنین برخوردهایی از یک سوء تفاهم یا سلیقه شخصی شروع می‌شوند و تا سال‌ها جنبه‌ای عمومی به خود می‌گیرند. قطعا ً موسیقی متال در مقایسه با بسیاری از انواع موسیقی هم فلسفی‌تر است، هم انسانی‌تر است و هم تکنیکی‌تر. حالا اگر به سلیقه ما نزدیک است یا نه اهمیت چندانی ندارد. با این که راک به موسیقی اعتراض معروف است ولی هوی متال خود از اعتراضی‌ترین گونه های موسیقی راک هست. در ایران هم بعد از جنگ هشت ساله، توی زیرزمین های بعضی از خانه ها جوانانی دور هم جمع می‌شدند تا زخم های جنگ را در زندگی روزمره خود و اطرافیان شان به فراموشی بسپارند. فرشید اعرابی که متولد 1349 است، روزهای پایانی جنگ 17، 18 ساله بود. پس از این لحاظ هم شباهت جالبی به آن‌هایی دارد که متال را در اروپای بعد از جنگ جهانی دوم بنیان گذاری کردند. با او بعد از این که دو آلبوم "پنهان" و "سکوت راوی" را در فاصله پنج سال و به صورت مجاز منتشر کرده است به گفت و گو نشستیم تا توضیحاتش را در مورد موسیقی‌ای که افرادی مثل جیمی هندریکس و الیس کوپر در تکامل‌اش بسایر تأثیر گذار بودند، بازی استقلال پرسپولیس، هیجان، مولانا، سازهایی که فردی مرکوری شکست و ... بشنویم. اما سختی از جنگ نگفتیم. او حرف‌هایش را در این مورد در دو آهنگ از " آلبوم سکوت راوی" زده بود.

توهین نکنید!
 فکر می‌کنی چرا وقتی حرف از موسیقی «متال» می‌شود مردم ایران یاد « متالیکا » می‌افتند؟
شاید چون اول اسم «متالیکا» مثل «متالیک» است.

خب موسیقی شان هم «متال» است.

سبک آن‌ها Metal Trash است. پدر موسیقی «متال» از جایی که ریتم‌های پاورکورد سر و شکلی پیدا کرد گروه «بلک سبت» است. شاید قبل تر هم بوده است ولی به نسبت تجربه ای که دارم، این موسیقی برای من با این گروه شروع شد. جالب است که پاورکوردهایشان در آن دوره حتی به متال امروز نزدیک است. ولی «متالیکا» هم گروهی ست که مطرح شد، گروه پر و پا قرص و پر طرفداری‌ست که اکت (Act) خوبی هم دارد. در دهه نود این گروه در ایران طرفدار پیدا کرد و جامعه ما هم طوری ست که اسم‌ها در آن زود می‌پیچند.

موسیقی «متال» با این که موسیقی توده مردم نیست، با این همه گروه‌هایی که مثل «متالیکا» با تکیه بر این موسیقی به شهرت بسیار زیادی دست پیدا کنند، زیاد نیستند. شاید این موضوع هم در قیاس «متال» با «متالیکا» کم تأثیر نبوده است.

به هر حال این طرفداران مثل خیلی از موسیقی‌های دیگر طیف بسیار عامی ‌را در بر نمی‌گیرند. حتی شاید کنسرت‌های «مدونا» از کنسرت‌های «متالیکا» پر طرفدارتر است. ما موسیقی خاص‌تر و موسیقی عام‌تر داریم، یعنی راحت‌تر. «متال» زیر شاخه خاصی از موسیقی راک است و خود راک موسیقی همه مردم نیست. این در همه جوامع هست، حالا در ایران بیشتر، یک نفر اتفاقی بزرگ می‌شود و اتفاقی هم بعد از دو سه ماه از توجه مردم می‌افتد. فکر می‌کنم همه‌اش به خاطر نبود هیجان است که باعث می‌شود این جا با اولین آپشنی که اتفاق می‌افتد این هیجان به وجود بیاید.

پس «متال» موسیقی هیجان است.

خب این قابلیت در آن پررنگ تر است. جامعه ما جامعه کم هیجانی ست. هیجان اصلی در این جامعه بازی پرسپولیس و استقلال است. کنسرت که کم داریم، اگر هم باشد کنسرتی نیست که هیجان جوان خالی شود. شاید مسئله ای هم که کار را مشکل می‌کند همین جاست. کنسرت موسیقی راک نیاز به هیجان دارد، حالا نه این که ساز را روی سن بشکنند یا درام را پرت کنند توی مردم. اصلا ً مثل این فیلم‌هایی که در مورد این موسیقی معروف شده اند نیست. این‌ها فقط یک نمایش‌اند. ولی این جوری هم نیست که جوان دست به سینه بنشیند و کاری نکند. چون موسیقی، موسیقی هیجان است. همان جوری که تماشاچی توی بازی فوتبال هیجان اش را خالی می‌کند، جوانی که آمده کنسرت نیاز دارد که انرژی اش را تخلیه کند.

با این تفاسیر تا به حال چند بار با این نگاه که «این موسیقی خشن و نامناسب است، پس نباید باشد» مواجه شده ای؟
خب در یک نگاه کلی مجموعه این موسیقی زیر سؤال است. چندین سال است که همه جا روی آن فوکوس شده. زیر ذره بین است و ... ولی واقعیت این است که برخوردهایی که با این موسیقی انجام می‌شود منصفانه نیست. حداقل آن‌هایی که در ایران کار می‌کنند نه آدم‌های خشنی هستند، نه دنبال دردسرند و نه دنبال تفکرات خاص، این‌ها یک عده آدم عاشق اند که روزی 10 تا 15 ساعت تمرین کرده‌اند، ساز زده‌اند و مهم ترین مسئله هم برایشان پیشرفت توی موسیقی است؛ نه حاشیه. این چیزهایی که توی روزنامه‌ها می‌نویسند یا توی بعضی برنامه‌های تلویزیونی در مورد موسیقی راک و متال می‌گویند درست نیست. جامعه حرفه ای که در ایران این موسیقی را پیش می‌برند 50 نفر هم نمی‌شوند، توی این پنجاه نفر هم همه شناخته شده‌اند. همه توی خانواده‌هایی بزرگ شده‌اند که مثل آدم‌های معمولی مذهبی‌اند. حالا یا مسلمان یا مسیحی ... این‌ها موسیقی را آن قدر دوست دارند که فرصتی برای این جور نگاه‌ها ندارند. حالا اگر دو تا گروه هم پیدا بشوند که پوستر آن چنانی زده‌اند یا تبلیغاتی کرده‌اند، با این یکی دو مورد که نمی‌شود همه را متهم کرد. این اتفاق توی همه جا هست. این خشونتی که ما در مورد این موسیقی تصور می‌کنیم در اروپا و آمریکا هم به عده محدودی ختم می‌شود که دنبال اکت‌های آن گون اند. بقیه دنبال موسیقی هستند.

پس می‌گویید موسیقی شما موسیقی خطرناکی نیست.

 فکر نمی‌کنم موسیقی خطرناکی باشد. اگر صداها خشن‌اند به این علت است که فرمت موسیقی مورد علاقه من این شکلی است. این اکت این موسیقی را شناخته است. منظورم این جا اکت موسیقایی‌ست، نه اداهایی که بالأخره به آن اشاره کردیم. گذشته از این نمی‌دانم چرا فقط گیر داده اند به موسیقی. این همه ورزش خشن هست، هیچ موقع نه به تفکر آن ورزشکار نگاه می‌شود و نه کاری به آن دارند. ولی در مورد موسیقی برایش پرونده سازی می‌شود.

خب موسیقی یک پدیده تفکر برانگیز است، اما ورزش هیجان خالی ست.

فقط به عنوان کسی که قرعه به نامش افتاده و توانسته است دو کار با مجوز منتشر کند با این آلبوم‌ها خواستم خلوص نیت‌ام را نشان بدهم. خود من از لحاظ فرهنگی روی این موسیقی کار می‌کنم. آن تکنیک و ... را با فرهنگ مان ادغام می‌کنم و به یک موسیقی پر حرکت ولی با فرهنگ خودمان رسیده ایم. این دو آلبوم هم که مجوز گرفته اند، اگر موردی داشت مجوز نمی‌گرفت. پس وقتی چنین نگاهی شکل می‌گیرد، چرا تشویق نمی‌کنید؟ چرا به سمت فرهنگ خودمان حرکت اش نمی‌دهید؟ چرا فقط نکته‌های بدش را می‌بینید؟ یعنی ما در طول تاریخ توی جامعه پزشکی، پزشک جنایتکار نداشته ایم؟ وکیل جنایتکار نداشتیم؟ مهندس روان پریش نداشتیم؟ این بیماری‌ها به افراد مربوط است و در همه چیز هست، ربطی به موسیقی ندارد. خیلی از این وحشی بازی‌هایی هم که در جاهایی مثل مسابقات کشتی کج می‌بینید یک بیزینس است، یک نمایش است که از آن پول در می‌آورد و مردم را سرگرم می‌کنند. آن عده ای که دوست دارند می‌بینند و عده ای هم که دوست ندارند، نمی‌بینند. دیگر نمی‌آیند که بگویند آن ورزشکار کشتی کج جانی است، روان پریش است، الکلی است، مواد مخدر مصرف می‌کند و ... ببینید! عده‌ای دارند تمام انگ‌ها را به این موسیقی می‌چسبانند. بله در این موسیقی گروهای پرخاشگر هم بوده اند، گیتار می‌شکنند، تفکرات خاصی داشتند و ... ولی این توی یک دهه ای بوده است. چرا الأن نیست؟ این‌ها ربطی به ما ندارند. نگاه من فرشید اعرابی نیست. اصلا ً فرصتی برای این چیزها ندارم. وقتی برای تهیه یک مجموعه دو سال باید دنبال تهیه کننده  و ارشاد و ... بدوی یعنی موسیقی برایت مهم است، نه هیچ چیز دیگر. این همه کنسرت راک و متال در ایران بوده، کدام یکی از این کارها کرده اند؟

تأثیر تفاوتی که در چارچوب و ساختار موسیقی‌های راک، متال و ... با ساختار موسیقی سنتی ما هست را در غیر خودی دانستن این موسیقی‌ها تا چه حد می‌بینید؟ یک تفاوت ساده اش بحث ریتم در این موسیقی‌هاست.
خب شاید این موضوع هم باشد، جون برخی از موزیسین‌های سنتی با این موسیقی مخالفند. اما خیلی‌ها هم هستند که به خاطر ذات هنر به آن احترام می‌گذارند. اگر بخواهیم تعصبی نگاه کنیم و به خاطر آن چه نمی‌پسندیم کلیت یک چیزی را زیر سؤال ببریم، حتما ً اشتباه کرده ایم. مثل این است که همه را مجبور کنیم فقط یک نوع غذا را بخورند، خب این نگاه قابل دفاع نیست. هر نوع موسیقی قواعد، چهارچوب و جایگاه خودش را دارد. مقایسه این‌ها هم اشتباه است، ما نمی‌توانیم موسیقی جز را کنار موسیقی سنتی قرار دهیم تا به قیاس این دو بپردازیم . این‌ها دو تا المان کاملا ً متفاوت اند و اصلا ً روند موسیقایی شان متفاوت است. چون تخصص من نیست نمی‌خواهم وارد بحث موسیقی سنتی بشوم ولی در جایگاه خودش بسیار قابل احترام است. همان ربع پرده‌ای که موسیقی سنتی ما دارد آن را با موسیقی راک، کلاسیک و یا جز متفاوت کرده است. شاید چون تجربه موسیقی‌ای که من کار می‌کنم در ایران کم بوده است، این برخوردها با آن صورت می‌گیرد.

شما هم اولین خواننده مجاز هوی متال در ایرانی.

قرعه به نام من افتاده است. به جز من یکی دو تا گروه دیگر هم هستند که به صورت مجاز این موسیقی را جلو می‌برند. قطعا ً تجربه کمی‌ داریم و احتمال دارد خطاهایمان هم زیاد باشد، بحثی در این نیست. مسئله نگران کننده این است که این موسیقی متهم می‌شود. وقتی این اتفاق بیفتد هر تلاشی هم بکنی بیهوده است. وقتی این برخورد صورت می‌گیرد فردی که 15 سال وقت گذاشته که تازه نوازنده متوسطی باشد، دلسرد می‌شود. اگر شما بعد از 15،20 سال احساس کنی که نگاهت متهم شده است، فکر می‌کنی همه این سال‌ها را بیهوده گذرانده ای؛ ای کاش می‌رفتی دنبال یک ساز دیگر، یک موسیقی دیگر و یا حتی یک حرفه دیگر.

بیرون از ایران هم بازتابی برای کارت متصور هستی؟
این جنس کاری که الأن در حال تولید است هیچ بازتابی ندارد. از لحاظ تکنیک ما حرفی برای گفتن نداریم، خودت می‌دانی که در دنیا از نظر نوازندگی گیتاربیس، گیتار الکتریک، درامز و ... در چه سطحی کار می‌کنند، از نظر صدابرداری و ضبط هم که هیچ حرفی برای گفتن نداریم. پس تکنیک مان را نمی‌توانیم به رخ بکشیم، مگر این که نگاه یک آدم شرقی، یک آدم آسیایی، یک نفر که این جا با این سابقه فرهنگی زندگی می‌کند را به آن اضافه کنیم. این نشان دادن هم با افزودن ریزه کاری‌های موسیقایی اتفاق می‌افتد. من خودم را بکشم و سخت ترین ریتم‌های پاور کرد یا بدترین نوع لید را هم به نظر خودم بزنم، اصلا ً چیز عجیبی نیست. کاری ست که آن جا بارها شده است. شاید تنها نکته جالب برایشان کلام فارسی این موسیقی‌ها باشد. چون از نظر هجایی با کلام انگلیسی متفاوت است، ولی باز کافی نیست.

جایگاه شعر در کارهای شما کجاست؟

 کلا ً در موسیقی راک شعر جایگاه مهمی ‌دارد. نگاه شاعر جهان بینی کار را شکل می‌دهد و این جاست که شعر این موسیقی هم از دیدگاه متعارف در جامعه خارج می‌شود. این جا قضیه کمی ‌انسانی تر است.
استفاده از اشعار حافظ یا مولانا بین افرادی که کار راک می‌کنند مد است یا به خاطر همین جهان‌بینی سراغش می‌روند؟ یک دلیلش این است که با اشعار مولانا و حافظ می‌توانید راحت‌تر مجوز بگیرید. اما در مورد خود من فکر می‌کنم اشعار مولانا خیلی به این موسیقی نزدیک است، چه از نظر هجایی و ریتم و چه از نظر مفهومی. از یک جایی هم مد است دیگر. در ایران وقتی یک نفر حرکتی می‌کند همه فکر می‌کنند شاید فلان مؤلفه اش عامل موفقیت باشد و بدون تفکر دنبال آن می‌روند. خود من در آلبوم اول از مولانا استفاده کرده بودم اما در این آلبوم سعی کردم این کار را نکنم، چون فکر می‌کنم مخاطب حق دارد که به دنبال تنوع و چیزهای جدید باشد. البته یک شعر از مولانا داشتم که در مرحله شورای شعر رد شد. حالا شاید در آلبوم سوم‌ام دوباره سراغ مولانا بروم.

به فکر کنسرت هستی؟

زیاد به این موضوع فکر نمی‌کنم.

 چرا؟
فکر می‌کنم وقت طولانی‌ای می‌خواهد، فرصت تمرین می‌خواهد و ... ما یکی دو سال تمرین گذاشتیم برای کنسرت ولی به دلایل مختلفی دیدیم که شرایط اجرای خوب امکان پذیر نیست.

برای «سکوت راوی» چقدر طول کشید تا مجوز بگیری؟
بین 15 تا 16 ماه طول کشید.

به خاطر موسیقی‌اش؟

نه! در بحث کارشناسی و ... هیچ گونه تعصب یا برخوردی در مورد این موسیقی نبود. واقعا ً از مسئولین ارشاد ممنونم. خیلی حرفه ای و به دور از تعصب موسیقی را آنالیز کردند و نظرشان را گفتند. ولی مدت زمان طولانی پروسه آدمی ‌را خسته می‌کند. وقتی هم که آلبوم منتشر می‌شود دیگر آن چیزی نیست که شما در حال حاضر دنبالش هستید، بلکه تفکرات دو سال قبل شما تازه به بازار آمده. شما بهترین غذا را هم که از بهترین رستوران بگیرید، اگر سرد شود دیگران لذتی برایتان ندارد و از دهن می‌افتد. از نظر صدا و تکنیک هم موسیقی ما طوری‌ست که هر لحظه در حال تغییر است. تا سه ماه دیگر صد نوع پلاگین می‌آید. صد نوع امکانات می‌آید، با این وضعیت همه چیز دلسرد کننده می‌شود. انگار حرفی که دو سال پیش می‌خواستید بزنید را تازه می‌گویند...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/24ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط james hetfield  | 

Dimebag Darrell کیست؟ بعد از قتل وی بزرگان متال چه گفتند؟

دارل لنس ابوت (۱۹۶۶-۲۰۰۴) که بیشتر با نام مستعار دایمبگ دارل شناخته می‌شود، نوازندهٔ گیتار آمریکایی و عضو پیشین گروه پنترا و دمیج پلن بود.او همچنین با گروه کانتری ربل میتس ربل همکاری داشت.
دارل در ۸ دسامبر سال ۲۰۰۴ زمانی که همراه با گروه دمیج پلن در کلوپ آلروزا ویلا مشغول اجرای برنامه بود، توسط شخصی به‌نام ناتان گیل و با شلیک چند گلوله به قتل رسید.

پدرش جری ابوت ترانه‌سرای کانتری و تهیه‌کنندهٔ موسیقی بود. دارل که از سنین نوجوانی نواختن گیتار را آغاز کرد، در سال ۱۹۸۱ همراه با برادرش وینی پال(درامز)گروه موسیقی پنترا را بنیان گذاردند.

یک سال بعد رکس براون(گیتار باس) و در سال ۱۹۸۷ فیل انسلمو(خواننده) به آن‌ها پیوستند تا گروه به ترکیب دلخواه دست یافت.

پنترا بعدها تبدیل به یکی از گروه‌های تاثیرگذار موسیقی متال و توسعه‌دهندگان ترش متال شد. پنجمین آلبوم پنترا به‌نام کابوی‌هایی از جهنم که در سال ۱۹۹۰ منتشر شد از آلبوم‌های مهم ترش و گرو متال به‌شمار می‌آید.

بعد از مرگ وی چه گفتند؟
(Vinnie Paul (Pantera , Damageplan , Dime's Brother


با وجود همه ی بزرگی و هنرش تو نواختن گیتار ٬ Dime رو بیشتر به خاطر شخصیت ٬ گیرایی ٬ عشق و مهمتر از همه٬ قلب بزرگش به یاد میسپریم و تو زندگیمون همیشه جای خالیش رو حس خواهیم کرد. روحت شاد ... برادر Dime !!!

(Philip Anselmo (Pantera , Superjoint Ritual , Down


اینا همه در مورد دایمبگه ... خود دایمبگ. درباره ی من یا اون دیوانه ای که زیباترین شخص و یکی از بهترین دوستای من رو از بین برد هم نیست. تمام ناراحتی من فقط به خاطر از دست دادن اونه. حتی نتونستم باهاش خداحافظی کنم ... و این واقعا" عذابم میده... واقعا" ناراحتم. میدونم خانوادش نمیخوان که من تو مراسم شرکت کنم. من به اونجا تعلق دارم ولی درک میکنم.
دوسش دارم ... درست مثل یه برادر. به خانوادش و همینطور خانواده ی بقیه ی افرادی که تو این واقعه کشته شدن تسلیت میگم ... این موضوع ٬ دنیا رو تغییر داد و این آخرین حرفیه که تا یه مدت طولانی از من میشنوین.

(Tonny Iommi (Black Sabbath


واقعا" از این خبر شوکّه شدم. Dimebag یه رفیق واقعی و نوازنده ای بزرگ بود. همیشه به من احترام میذاشت و زمانی که با هم تور داشتیم واقعا" بهمون خوش گذشت. همیشه به یادش خواهیم بود.

(Paul Stanley (Kiss

خیلی حیرت زده شدم. کشتن Dimebag Darrell اونم به این طرز٬ واقعا" واسه طرفداراش و مخصوصا" خانوادش یه فاجعه س. از صمیم قلب به Vinnie و بقیه ی خانواده و همچنین به خانواده های بقیه ی قربانی ها تسلیت میگم.

خطاب به Vinnie: واقعا" متأسفم ٬ من خیلی Dime رو دوست داشتم ٬ واقعا" خیلی متأسفم. خوشحالم که تو حالت خوبه. اگه فکر کردی کاری از دست من بر میاد حتما" خبرم کن. شمارم رو هم که داری ... خوشحال میشم یه کاری واست بکنم!

(Dave Mustaine (Megadeth


میدونم چیزی که میخوام بگم توسط اشخاص دیگه ای که به Darrell نزدیکن گفته شده ٬ در هر صورت این رو میگم که واقعا" متأسف شدم وقتی این خبر رو شنیدم. فقط میخوام از Darrell به خاطر همه ی کارایی که واسه من و کل جامعه ی متال کرد ٬ تشکر کنم. برای خانوادش و تمام نزدیکانش هم دعا میکنم و از صمیم قلب برای تمام دوستدارانش و طرفداران PANTERA و DAMAGEPLAN در سرتاسر دنیا متأسفم. زندگی ٬ نبوغ و شخصیت Dime هیچ وقت نباید فراموش بشه... تو بهشت میبینمت Darrell !

(Marty Friedman (Ex-Megadeth


من Darrell رو از اون چند ماهی که با هم تور داشتیم میشناختم. گیتاریست مهشری بود. حتی بهتر از اون حدّی بود که واسه سبکش لازم بود. تو گیتار زدن ظرافت خاصّی به خرج میداد. خیلی ناراحت شدم از این خبر.
واقعا" چرا واسه ی هر دیوانه ای انقدر راحته که یه تفنگ دستش بگیره؟! ...
روحت شاد Darrell ... فراموشت نمیکنیم.

(Ozzy Osbourne (Ex- Black Sabbath


بسیار غمگین شدم از این موضوع. Dimebag یکی از عزیزترین دوستان من بود. چندین دفعه تا حالا با PANTERA تور داشتم. هیچ وقت اون گیتار امضا شده ای رو که Darrell واسه تولد ۵۰ سالگیم بهم هدیه داد از یادم نمیبرم. به تمام خانواده ٬ نزدیکان و طرفدارانش تسلیت میگم. واقعا" که ناراحت کننده س.

(Lars Ulrich (Metallica


باور نکردنیه. حتی نمیدونم چی بگم. به Vinnie و بقیه ی بستگان و خانواده ی همه ی اشخاصی که تو این فاجعه ی احمقانه کشته شدن تسلیت میگم.
سال ۱۹۸۵ Darrell و برادرش رو در توری که تو Dallas داشتیم ملاقات کردم. بعد از اینکه تور تموم شد ٬ اولین کاری که کردیم این بود که برگشتیم Dallas تا بازم با Vinnie و Darrell بگردیم. خداییش اونا از باحالترین آدمایی بودن که دیده بودم. این شروع رفاقتمون بود. رفاقتی سرشار از علاقه ٬ احترام ٬ تفریح ٬ موزیک ٬ عرق ٬ مشروب ٬سردرد ٬ بدن های زخمی ...
Darrell آدمی بود خونگرم ٬ رک ٬ شوخ ٬ با استعداد ٬ متواضع ٬ مهمون نواز و ...
اون یه پاکی خاصّی داشت ٬ هیچ وقت کسی رو تهدید نمیکرد. واقعا" خوش برخورد بود.
با احترام و علاقه ی بسیار ٬ ازت تشکر میکنم که اجازه دادی یه قسمت کوچکی از زندگیت باشم. مطمئنم که الان با بزرگانی مثل Bon Scott ٬ Cliff Burton و Jimi Henderix داری خوش میگذرونی.

(Brian May (Queen


PANTERA فکر میکنم اولین بندی بود که من و پسرم Jimmy به یه اندازه باهاش حال کردیم. این Jimmy بود که من رو واسه اولین بار برد کنسرتشون. بند بی نظیری بود و Dimebag هم نوازنده ی بسیار مبتکری بود. یه موسیقیدان عالی. از دست دادنش واقعا" دردناکه. به خانوادش و دوست دارانش تسلیت میگم. روحش شاد.












دایمبگ در جریان یک کنسرت، وقتی که روی استیج بود با شلیک گلوله یک
روانی کشته شد

روحش شاد و یادش نزد ما گرامی باد!









+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/22ساعت 8:54 قبل از ظهر  توسط james hetfield  | 

Michael Angelo Batio سریعترین نوازنده گیتار جهان!!!










ملیت: آمریکایی

متولد: 1956

لقب: Speed Kill

مایکل آنجلو بتیو (Michael Angelo Batio) گیتاریست آمریکایی در ایلنوی شیکاگو به دنیا آمده‌است. او مدرک لیسانس خود را در تئوری موسیقی و آهنگسازی از دانشگاه ایلنویز شمال‌شرقی گرفته‌است. او اولین کسی بود که با گیتارهای خاص (2 و 4) دسته می نواخت.
مایکل از ۵ سالگی نوازندگی پیانو و آهنگسازی را آغاز کرد و از ۱۰ سالگی به نوازندگی گیتار روی آورد و پس از ۲ سال سریع‌تر از استاد خود می‌نواخت.
اولین ضبط او، آلبوم سولوی Jim Gillette به نام Proud To Be Loud بود. آن دو به همراه T.J. Racer (بیس) و Bobby Rock (درام) گروه متال نیترو را تشکیل داده و دو آلبوم نیز منتشر کردند. نیترو همچنین یک کلیپ موسیقی برای آهنگ Freight Train ساخت که از MTV نیز پخش شد. مایکل همچنین به همراه Tommy Holland (وکال) در گروه Holland همکاری کرد. که آلبوم Little Monsters آنها در اواسط دههٔ ۱۹۸۰ به موفقیت مناسبی رسید.
مایکل همچنین مبدع نوعی استرینگ دمپر (صدا خفه‌کن سیم) گیتار است که امتیاز آن را به نام خود ثبت کرده‌است.
نوازندگی مایکل را می‌توان در فیلم Shock 'Em Dead دید.
مایکل با دین گیتارز (Dean Guitars) که سازندهٔ معروف گیتار الکتریک است، همکاری می‌کند. مایکل تورهای زیادی را برای این کمپانی اجرا کرده‌است.

دارای دو آلبوم:
بدون مرز (No Boundaries) (۱۹۹۵)
دستان بدون سایه (Hands Without Shadows) (۲۰۰۵)
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/31ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط james hetfield  | 

MetallicA تمام نشدنی است
















+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/23ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط james hetfield  | 

معرفی گروه تارانتیست - TarantisT

چند وقت پیش یکی از تراک های این گروه ایرانی رو گذاشتم برای دانلود. با این گروه بیشتر آشنا شید.

گروه تارانتیست از جمله معدود گروه‌های موسیقی سبک متال در ایران است که در سال ۲۰۰۰ توسط دو برادر، آرش و ارسلان، تشکیل شد. تارانتیستی‌ها گروهی زیرزمینی هستند و علاقه‌ای هم به کسب مجوز و روزمینی شدن ندارند. کارهای گروه تارانتیست به زبان انگلیسی است، اما دو اجرای دو قطعه معروف موسیقی فارسی - آهنگ شکلات و مجوعه آهنگ‌های بنیامین - در سبک متال از جمله کارهای معروف آنهاست.

تارانتیست

تارانتیست گروه چهار نفره‌ای است که در آن آرش گیتاربیس می‌زند و می‌خواند، بهمن گیتار می‌زند و با آرش هم‌خوانی می‌کند، ارسلان گیتار می‌زند و رضا هم درام می‌زند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/23ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط james hetfield  | 

صدایی از زیر زمین



جوان امروز همان طفل ٧ ٨ ساله دیروزی ست،همان كه همه آنچه میدید یك بادبادك بود و یك همبازی و در رأس آن دنیایی قشنگ و پدر و مادری كه گه گاه به وی لبخند میزدند ... ولی حالا او دیگر بچه ای به اصطلاح خام نیست،او الان بزرگ شده و جوانی ١٧ ١٨ ساله است كه هر روز شاهد كنشهایی در اطراف و دور و بر خود میباشد ... با اینكه در پارك جنگلی وود استاك نبوده ولی همه آن حوادث را به خاطر می آورد و هر روز با پیچاندن كانال تلویزیون شاهد صحنه هایی سیاه است:پر از خون،پر از بی عدالتی ،پر از فریب و نیرنگ ،پر از كثیفی بالاخره پر از ... پول !!! 



اكنون دیگر آن دستی را نمیبیند كه آبنباتی كوچك را به او هدیه میداد ... دستی مشت و پر خون را میبیند كه وقتی باز میشود پر از دلارهای مچاله ی خونی است... و در كمی آن طرف تر صحنه ای را می بیند! آن چیست؟ بله کودکی است که به تکه های بدن پدر و مادر خویش خیره شده! پدر و مادری که با برخورد خمپار تکه تکه شدند... آری برای پول و مقام .

آن كودك همانند ١٠ سال پیش او پاك، بیگناه و معصوم است.

او با دیدن این صحنه ها ،كانال تلویزیون را عوض میكند و ناگهان در صفحه تلویزیون تصویری از یك مرد با موی بلند و لباسهایی سیاه و ساده نقش میبندد كه فریاد میزند

 My life suffocates
Planting seeds of Hate
... I've Loved,Turned to Hate

و با خود زمزمه میكند:بله ، درست است این همان چیزیست كه همیشه به دنبالش بودم .. او دیگر برای تولدش شمعها را روشن نمیكند و بعد آنها رو خاموش كند،بلكه شمعهایی را برای یادبود : كلیف برتون،فرانك زاپا،كورت كوبین،جیم موریسون،جیمی هندریكس و چاك شلیندار روشن میكند،اما آنها را دیگر فوت(خاموش)نمیكند،بلكه میگذارد همان طور بماند ... بسوزند ... و با هر قطره اشك شمع خود نیز از برای این زمین آلوده و ساكنان بی محبت و ریا كار آن میگرید ... و زمزمه میكند:

never cared for what they say
never cared for games they play
 never cared for what they do
never cared for what they know
...and I Know and Noyhing Else Matters

 

موسیقی متال پناهگاهی برای همه ماست...موسیقی كه میتوانیم در زیر آن پناه بگیریم و كسانی را پیدا كنیم كه مثل خود ما هستند....



همان طور كه همه ما میدانیم هیپیها(متالرها)كه در اكثر موارد به موسیقی هوی متال روی می آورند نه تنها باعث ازدیاد جرایم،افزایش كشمكش در جهان، آشوب و ... نشده اند بلكه باعث این شده اند كه بسیاری از گمراهان به راه راست برگردند... در اینجا منظور از متال، خود متال است نه متالی بنام بلك كه این روزها درباره ی شیطان گرایی و خیلی از روابط غلط سخن به میان می آورد. (البته لازم به گفتن است كه بلك متال نیز در اكثر مواقع حرفهایی برای گفتن داشته است).


+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/23ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط james hetfield  | 

معرفی Children of Bodom & Alexi Laiho


Children of Bodom



Children Of Bodom ، گروهي که در سال 1993 در فنلاند تشکیل شد. اسمش به یکی از بزرگترین کشتارها در تاریخ اسکاندیناوی بر میگرده. گروه با نوازندگی گیتار و خوانندگی Alexi Laiho و درام Jaska Raatikainen تشکیل شد. Lead گیتاریست گروه Alexander 'Ale' Kuoppala ، Henkka Blacksmith بیسیست و Janne Wirman نوازنده کیبرد گروه. نوازندگانی قوی که با توجه به کشورشون و خصوصیات منطقه Scandinavi مانند خیلی از گروههای دیگه در این منطقه Black و یا به عبارتی Scandinavian black metal هستند.

اولین آلبوم گروه در سال 1998 و با نام Something Wild . اولین آلبوم گروه به قدری قوی ارایه شد که بسیاری از جمله شنوندگان عادی ، صاحبنظران ، و هواداران گروه رو به خود جلب کرد. این آلبوم به سرعت گروه را مورد توجه عموم قرار داد ، خصوصا بدلیل توانایی های منحصر به فرد نوازندگان گروه خصوصا Lead Guitarist قوی گروه. استفاده از یک گیتار نوازی سریع و با تکنیک ، اولین آلبوم گروه رو به قدری قوی عرضه کرد که به عقیده کارشناسان Progressive Black را به طرز قوی جزو بهترین های متال معرفی کرد و بسیاری از مخالفین Black را تحت تاثیر این سبک قرار داد. این اثر با بسیاری از نقد های خشن و دور از واقعیت نیز روبرو شد. نقدهای موافق و مخالف در مورد این اثر بسیار ارایه شد ، اما به طور کلی این اثر رو واقعا بی رقیب ميدونن. نوازندگی Jaska Raatikainen رو در این آلبوم عالی به شمار آوردن و به نوعی در برخی از Song ها اون رو پیش برنده کار گروه میدونن. خصوصا در Track های مثل Lake Bodom و Red Lights in my eye . کوتاه بودن زمان این البوم که حدوده 35 دقیقه هست رو بزرگترین مشکل آلبوم میدونن. In The Shadows و Lake Bodom از این آلبوم واقعا قوی کار شده.


کار بعدی گروه در سال 1999 و با نام Hatebreeder عرضه شد. به دیده کارشناسان سریعتر ، اجرای قوی تر و Heavy تر از کار قبلی گروه. در دید کلی آلبوم رو یه کاره Black به حساب میارن ، اما شیوه خوندن خواننده گروه رو بیشتر نزدیک به Scandinavian Black metal میدونن. دقیقا چیزی که گروه و هوادارانش اونو بیشتر دوست دارن. کارهای این آلبوم رو دوست داشتنی و زیبا میدونن ، اما با زیاده روی خواننده گروه در استفاده از صدای جیغ دار و ترس آور. دقیقا همون 2 موردی که میشه جزو خصیصه های Black به حساب آورد. نوازندگی گیتار رو بسیار خشن و سریع و نوازندگی درام رو نامانوس میدونن. یه مورد جالب در مورد این اثر استفاده بیش از حد سرعت در نوازندگی گیتار میدونن . در مورد تکنیک دو نوازنده گروه هیچ شکی وجود نداره ، اما استفاده بیش از حد سرعت کمی از ظرافت کار به دیده کارشناسان کم کرده. و همین باعث شده COB رو جزو سریعترین گروه های متال تا حال میدونن.
Follow the Reaper عرضه شده در سال 2001 ، که عقیده دارن در اون شادترین ریتمهای که تو Black با کیبرد زده شده رو داراست. کاری قوی از نظر سرعت و بحث Mix به حساب میاد.


 video download children of bodom

children

Children_Of_Bodom-Sixpounder

children of

Children_of_Bodom_-_Trashed_Lost_and_Strungout

mp3 download children of bodom

Follow the Reaper

bodom_after_midnight

children_of_decadence

everytime_i_die

mask_of_sanity

taste_of_my_scythe

hate_me

northern_comfort

kissing_the_shadows


برای دیدن عکسهای اجرای سال 2009 این گروه به ادامه مطلب بروید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/01/22ساعت 9:18 قبل از ظهر  توسط james hetfield  | 

Enter Sandman

Enter Sandman

ورود مرد شني


Say your prayers little one
دعاهايت را بخون بچه کوچولو
Don`t forget my son
فراموش مکن پسرم
To include everyone
که همه را دعا کني
I tuck you in Warm within
جايي گرم و دنج پناه بگير
Keep you free from sin
خودت را از گناه دور کن
'til the sandman he comes
تا فرشته ي شني (مرد شني ) به خوابت بيايد
Sleep with one eye open
بخواب با يک چشم باز
Gripping your pillow tight
بالشت را سخت در بر گير
Exit light
خارج شو اي نور
Enter night
وارد شو اي شب
Take my hand
دستم را بگير
off to never never-land
ما به ناکجا آباد ميرويم
Something's wrong, shut the light
يه جاي کار خراب است ،چراغ را خاموش کن
Heavy thoughts tonight
امشب فکرم بساير مشغول است
And they aren't of snow white
بي انکه يه ياد قصه ي سفيد برفي باشم
Dreams of war
روياهاي جنگ
Dreams of liars
روياها همه از دروغ
Dreams of dragons fire
همه از آتش اژدها
And of things that will bite, yeah
و از آناني که ما را ميگزند
Sleep with one eye open
بخواب با يک چشم باز
Grippin your pillow tight
بالشت را سخت در بر گير
Exit light
خارج شو اي نور
Enter night
وارد شو اي شب
take my hand
دستم را بگير
off to never never-land
ما به ناکجا آباد ميرويم
(whisper)
(نجوا)
{ دو با تکرار ميشود يک بار توسط مرد و يک بار بچه }
Now I lay me down to sleep (x 2)
حالا خودم رو براي خواب آماده ميکنم
Pray the lord my soul to keep (x 2)
به درگاه خداوند دعا ميکنم تا روحم را نگه دارد
If I die before I wake (x 2)
تا قبل از اينکه بيدار شوم بميرم
Pray the lord my soul to take (x 2)
به درگاه خداوند دعا ميکنم تا روحم را بگيرد
Hush little baby don't say a word
هيس ني ني کوچولو هيچي نگو
And never mind that noise you heard
به صداهايي که ميشنوي اهمييتني نده
It's just the beasts under your bed
اينها جانواراني هستنند زير تخت خوابت
In your closet and in your head
در کمدت ؛ در افکارت
Exit light
خارج شو اي نور
Enter night
وارد شو اي شب
Grain of sand
دانه اي از ماسه
Exit light
خارج شو اي نور
Enter Night
وارد شو اي شب
Take my hand!
دستم را بگير
We're off to never never-land
ما به ناکجا آباد ميرويم
Boom
بومممممممم
We're off to never never-land
ما به ناکجا آباد ميرويم
Take my hand
دستم را بگير
We're off to never never-land
ما به ناکجا آباد ميرويم
Take my hand
دستم را بگير
We're off to never never-land
ما به ناکجا آباد ميرويم
We're off to never never-land
ما به ناکجا آباد ميرویم

+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/21ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط james hetfield  | 

LAMB OF GOD



امروز یک روز خاص برای وبلاگ MetallicA خواهد بود. چرا که یکی از غولهای بدون شاخ و دم رو میخوام بهتون معرفی کنم.

گروهی که اوج حاشیه سازی و اتفاقات عجیب غریب درش رخ میده. از درگیری های فیزیکی (دقیقا شبیه کشتی کج) گرفته تا درگیری های لفظی، فراز و نشیب، تست های عجیب و غریب از وکال و....

این گروه با اعضایی قابل احترام، نامش Lamb of God است. اگر در بین گروهها و سبک های متال، سبک خاصی رو می پسندید، من به شما لمب آف گاد رو پیشنهاد می کنم.

در ادامه بیشتر با این گروه (که من به شخصه خیلی براش احترام قائلم) آشنا خواهید شد.

مسلما بیشتر شما هدبنگرهای عزیز این بند رو بشناسید....

سبک Lamb Of God ترش متال معرفی شده که پهلوی پانترا اسلایر و سپولترا برای خودش زندگی میکنه . این باند واقعا کارش درسته!

البوم Sacrament در سال 2006 انتشار یافت و نسبتا سر و صدایی بی سابقه برای گروه به پا کرد.. ترانه ی Walk With Me In Hell به موزیک ویدئو تبدیل شد و 99% فروش البوم رو تضمین کرد !

سولوهای این گروه بعنوان تاریخی ترینهای ثرش در جهان ثبت شد . به کل گروه هر نقصی هم داشته باشه سولوهای قوی گروه اون رو کاملا پوشش میده . برای دوستانی که گروه رو نمیشناسن باید بگم گروه در اوایل نود شکل گرفت در ابتدا با نامی دیگه شروع به فعالیت کرد و پس از مدتی که اعضای ثابت به گروه ملحق شدن گروه با نام Lamb Of God فعالیت اصلی خودش رو شروع کرد. نام قبلی این گروه Burn the priest  بود و میشه گفت بیشتر از لمب آف گاد با این اسم شناخته شده. به عنوان یک مخاطب تغییر نام این گروه به لمب آف گاد اشتباه بزرگی که گروه مرتکب شد. زیرا یک آلبوم با نام Burn the priest منتشرکرد و بیشتر با این نام شهرت یافته بود.

از زمانی که گروه Lamb Of God تشکیل شده ، پنج آلبوم به اضافه یک آلبوم از اجراهای زنده گروه منتشر شده است. آنها همچنین دو بار در تور Ozzfest و در تورهای Download Festival و Gigantour هم شرکت کرده اند.

* Burn the Priest (1999)

* New American Gospel (2000)

* As the Palaces Burn (2003)

* Ashes of the Wake (2004)

* Sacrament (2006)


مدتی بعد از تشکیل ، Morton گروه رو ترک کرد و Adler و Campbell توسط Abe Spear (از اعضای سابق گروه که در سال 1998 گروه رو ترک کرد) به گروه اضافه شدند. به مدت پنج سال آنها در خانه Adler در ویرجینیا تمرین میکردند. در سال 1995 اولین دموی گروه منتشر شد و بعد از اون هم دو دموی دیگه منتشر کردند. بعد از دموی سوم بود که Randy Blythe به گروه اضافه شد.

در سال 1997 ، Morton به گروه برگشت و در سال 1999 اولین آلبوم کامل گروه به نام Burn the Priest توسط شرکت Legion Records منتشر شد. Abe Spear گروه رو ترک کرد و برادر Chris Adler ، یعنی Willie Adler به عنوان گیتاریست دوم به گروه پیوست. یک سال بعد از ملحق شدن Willie به گروه Burn the Priest ، گروه با Prosthetic Records قرارداد بست و به Lamb Of God تغییر نام داد.



Randy Blythe - خواننده



Mark Morton - گیتاریست




Willie Adler - گیتاریست



John Campbell - بیسیست





Chris Adler - درامر



Lamb Of God


عکسهای دیگر گروه در ادامه مطلب:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/21ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط james hetfield  | 

زاستور (Xasthur)


ملیت: کالیفرنیا

در ابتدا گروه شروع به تمرین کردن و ساختن آهنگ‌ در استودیویی خانگی با اعضای غیر ثابت کرد. ۱۰ آهنگ از این تمرین‌های اولیه در یک نوار کاست منتشر شد در حالی‌ که نوار اصلی‌ در حال حاضر از بین رفته بعضی‌ از این آهنگ‌ها در آلبوم‌های بعدی گروه دوباره منتشر شدند.

اولین آلبوم رسمی‌ گروه سمپاشی شبانه (Nocturnal Poisoning) بین ماهای آوریل و سپتامبر ۲۰۰۱ ضبط شد و توسط ناشرین مستقل Blood Fire Death و Red Storm در سال ۲۰۰۲ منتشر شد. این آلبوم در سال ۲۰۰۵ ریمسترد و توسط شرکت Southern Lord Records به صورت double-LP از دوباره پخش گردید.

این گروه در حال حاضر با اعضای

    * ملفیک (اسکات کنر) - خوانندگی, گیتار ,گیتار بیس, درام, کیبورد, سینتسایزر, ویلونسل

    * م.ه. (مارک هانتر) - خوانندگی, (عضو موقت)

به کار خود ادامه می دهد.

قبل از این اعضای دیگری در این گروه فعالیت داشتند که می توان به

    * ریچوال (مایک پردی) - درام، خوانندگی

    * بلاد مون اوسار کیبورد

اشاره کرد.

 

    * ۲۰۰۲ - Nocturnal Poisoning

    * ۲۰۰۳ - The Funeral of Being

    * ۲۰۰۴ - Telepathic with the Deceased

    * ۲۰۰۴ - To Violate the Oblivious

    * ۲۰۰۶ - Subliminal Genocide

    * ۲۰۰۷ - Defective Epitaph

    * ۲۰۰۹ - All Reflections Drained

این گروه چهار تک آهنگ نیز دارد:

    * Xasthur & Nachtmystium (۲۰۰۴) (split release)

    * Xasthur & Striborg (۲۰۰۷) (split release)

    * Xasthur & Cryostasium (۲۰۰۷) (split release)

    * Xasthur & Black Circle (۲۰۰۸) (split release



برای دانلود آخرین آلبوم این گروه که در سال 2010 منتشر شد از لینک های زیر استفاده کنید.

Info:
Artist: Xasthur
Genre:Depressive Black Metal | Ambient
Bitrate:mp3, VBR 224 kbps
FileSize:95 Мб

Track List:
1. Portal of Sorrow (04:09)
2. Broken Glass Christening (03:51)
3. Shrine of Failure (04:28)
4. Stream of Subconsciousness (07:51)
5. Karma/Death (04:20)
6. Horizon of Plastic Caskets (03:50)
7. Mesmerized by Misery (02:53)
8. This Abyss Holds the Mirror (07:31)
9. Mourning Tomorrow (02:08)
10. Miscarriage of the Soul (03:27)
11. Obeyer's of their own Deaths (02:31)
12. Released from this Earth (04:28)
13. The Darkest Light (04:37)
14. Hiver de Glace (01:56)

DOWNLOAD LINKS:

http://www.mediafire.com/download.php?vv2m2qzay2n


+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/21ساعت 8:38 قبل از ظهر  توسط james hetfield  | 

Metallament Demo


دموی آهنگ خزان از بند ایرانی metallament

پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید. واقعا حرفه ای کار کردن



http://www.4shared.com/audio/celNp4da/KHAZAN__1_.html

+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/21ساعت 8:12 قبل از ظهر  توسط james hetfield  |